خاطرات یه معلم

متن مرتبط با «روز» در سایت خاطرات یه معلم نوشته شده است

روز بدون رئیس . . .

  • نیلوبلاگ

    امروز کسلم ، سرم درد می کنه و نمی دونم علت تاری چشمم توی این چند روز چیه ، همش دلم میخواد بخوابم و در حالت چرت به سر می برم. یا سرم توی کتابه یا دارم با گوشی ور می رم و هر ده دقیقه یک ربع تا میام سرمو بذارم رو میز یه دقیقه چشامو ببندم آرتا (حسابدار شرکت که دختره) از واحد بغلی میاد اینور که یه سند کپی بگیره و بره ( اتاقش اونجاست )، باید حسابای 95 رو ببندن اما خب به لطف حسابدار قبلی یه سری سندها ا...

    ادامه مطلب
  • یه روز ....

  • نیلوبلاگ

    حالم یه جوریه , روز سوم کارم توی شرکت جدید هستش, همه چیز به ظاهر عالیه, اما یه چیزایی باعث میشه حالم خوب نباشه, یکی از همکارا آهنگ شاهین نجفی گذاشت که یاداور خاطرات خوب و بد زیادی شده .... باید بیخیال بشم اما نمیشه , هر روز و هر ساعت یه چیزی باعث یاداوری سه سال در یک ثانیه میشه نوشته شده در چهارشنبه هشتم دی ۱۳۹۵ساعت 9:26 توسط جودی آبوت| ...

    ادامه مطلب
  • روز بدون رئیس . . .

  • نیلوبلاگ

    امروز کسلم ، سرم درد می کنه و نمی دونم علت تاری چشمم توی این چند روز چیه ، همش دلم میخواد بخوابم و در حالت چرت به سر می برم. یا سرم توی کتابه یا دارم با گوشی ور می رم و هر ده دقیقه یک ربع تا میام سرمو بذارم رو میز یه دقیقه چشامو ببندم آرتا (حسابدار شرکت که دختره) از واحد بغلی میاد اینور که یه سند کپی بگیره و بره ( اتاقش اونجاست )، باید حسابای 95 رو ببندن اما خب به لطف حسابدار قبلی یه سری سندها اشتباه خرده یا گم شده که همه ی مشکلاتش افتاده گردن این طفلکی. رادین ( مدیر فنی) رفته اهواز ماموریت ، آراد ( مدیر فروش ) هم طبق معمول نشسته با موبایلش بازی میکنه و هر از چند گاهی یه جوابی به علیرضا در خ...

    ادامه مطلب