
بعد از هفت سال دوباره دیدمش. البته توی شش ماه گذشته توی اینستا و واتس اپ در ارتباط بودیم. برعکس حرف خودش که میگفت خیلی چاق شدم و زشت شدم و ... به نظر من خیلی پخته تر و قشنگ تر از هفت سال پیش شده بود....
ادامه مطلب
دوباره اومده تو زندگیم ، البته یکی دیگه رو هم داره اما میگه نمیتونم هیچکس رو مثل تو دوست داشته باشم. نمیدونم کار درستی کردم که وارد این مثلث عشقی شدم یا نه. بازنده ی این مثلث منم اما با دل خودم نمی دونم چیکار کنم نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی ۱۳۹۶ساعت 20:54 توسط جودی آبوت| Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
BLOGFA.COM لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد کنید » نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید. ...
ادامه مطلب
از قدیم الایام میگن چشم ها می تونن حرف بزنن ، حالا هم مثل اینکه دارن حرف می زنن ، حالا یا فقط از روی شیطنت و بازیگوشی و وقت گذرونیه ، یا یه حسی واقعا پشتش هست. هرچی که هست فعلا اینقدر گذراست که حتی جمع ثانیه هاش به 60 نمیرسه ؛ اما امروز فرق داشت ، توی اتاق "MR SADR" منتظر بودم اسناد مربوط به حقوقهارو رو امضا کنه تا ببرم چکش رو بگیرم ، "اون" هم پشت میز "MISS SH" وایستاده بود و داشتن راجع به یه پروژه حرف می زدن ؛ یک لحظه چشم تو چشم شدیم و من رو برگردوندم اما شیطنتم گل کرد که دوباره نگاه کنم هنوز داشت نگاهم میکرد چون سنگینی نگاهش رو حس می کردم اما وقتی چشم تو چشم شدیم طرز نگاهش یه دفعه عوض شد ، ...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب
امروز توی شرکت به طور رسمی یه کار انجام دادم, یه مشتری زنگ زد و پیش فاکتور خواست که دوتا دستگاه بخره , براش فرستادمو, توصیح اینکه آقای خدایی رفتن دبی و من باید تمام کارهارو انجام بدم. هرچند منشی داره زیر و رو میکشه برام , اما تاجایی که بتونم ازش کم نمیارم. ...
ادامه مطلب